X
تبلیغات
حرفهاي باحال .......
حرفهاي باحال .......
 
قالب وبلاگ
تو بچگی مون از تکلیف عذاب می کشیدیم الان داریم از بلاتکلیفی عذاب می کشیم !

[ پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 0:1 ] [ محمد ]

یه معلم داشتیم تو کلاس میگفت شغل ما، شغل انبیاست.

منم اومدم خود شیرینی کنم.

گفتم انبیا که همشون چوپانی میکردن.

نه گذاشت، نه برداشت گفت منم دارم همین کارو میکنم دیگه گوسفند!

خدا حفظش کنه زیادی رک بود.

[ چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 ] [ 23:57 ] [ محمد ]

مورد داشتیم دختره عاشق پسره شده

پسره گفته بیخیال من شو ، من جای خواهرتم !

[ چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 ] [ 23:53 ] [ محمد ]

تا حالا دقت کردین بعضی وقتا تو آینه به خودتون نگاه میکنین

میبینین چقد خوشگلین،بعد با گوشی که از خودتون عکس میگیرین

میبینید شبیه “اورانگوتان” شدین جملات طنز و خنده دار باحال مشتک )

.

.

دیشب اینترنتم قطع شد

رفتم یه ذره با خانواده نشستم،باهاشون آشنا شدم

به نظر آدماى خوبى میان جملات طنز و خنده دار باحال مشتک

.

.

داشتیم فیلم هندی میدیدیم

سلمان خان با یه کلاش یه گردان زرهی رونابود کرد !

گفتم بابا ایناخالی بندیـــه!

بابام برگشت گفت خالی بندی اینه که راننده سیگار میکشه ، تو بوی سیگار میـدی :| !

هیچی دیگه ضایع  شدیم نشستیم ادامه فیلم رو نیگا کردیم

.

.

بابام اومده میگه قانون جدید راهنمایی و رانندگی رو شنیدی ؟

گفتم: نه

گفت: تصویب کردن از این به بعد اونایی که بنزین نمی زنن

غلط میکنن ماشینو ببرن بیرون !

.

.

ﭘﺴﺮ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﺠﺎ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﺮﺟﺎ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ !
ﭘﺴﺮ : ﺑﺮﯾﻢ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧــــَـــه ﺭﮊﯾﻤﻢ !
ﭘﺴﺮ : ﺧﺐ ﺑﺮﯾﻢ ﮐﺒﺎﺏ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺍﻣﺸﺐ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺧﻮﺭﺩﻡ !
ﭘﺴﺮ : ﺑﺮﯾﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﺗﺎﺯ ﺑﺎﺯ ﺷﺪﺩﺩﺩﻩ ؟ ﻧﻈﺮﺕ ﭼﯿﻪ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﻭﺭه !
ﭘﺴﺮ : ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭽﯽ ﻫﺎﺕ ﺩﺍﮒ ﺑﺰﻧﯿﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﯾﺸﺸﺸﺶ !!۱ ﻣﻦ ﺳﺎﻧﺪوﯾﭻ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭ ﭼﯿﺰﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻡ !
ﭘﺴﺮ : ﭘﺲ ﺑﻼﺍﺍﺍﺍﺧﺮﻫﻬﻬﻬﻬﻪ چیکار ﮐﻨﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﺮﭼﯽ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ !!!
ﺗﻼﺵ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍست …


ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 ] [ 10:44 ] [ محمد ]
طریقه کسب درآمد از فیسبوک "
برید تو قسمتAccount
بعدش برید تویAccount setting
بعد برید پایینِ پایین این گزینه رو انتخاب کنید
deactivat

اکانت خود را غیر فعال کنید و برید سر کار و زندگیتون و
کسب در آمد کنید ...



فقط یه ایرانی میتونه
شامپو رو تو یه هفته تموم کنه
و تهش رو با آب قاطی کنه
و یک ماه بیشتر استفاده کنه ... !!!!

ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ
ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﻬﻤوﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺘن:ﻣﺴوﺍﮎﺿرﺭ
ﺩﺍﺭﻩ،ﺍﻻﻥ ﻫﯿﭽﮑی ﺩﻧدوناش درد نمی کرد ... !!!
همه دور هم جمع میشدیم یواشکی مسواک میزدیم...


ادامه مطلب
[ شنبه دوازدهم مرداد 1392 ] [ 18:32 ] [ محمد ]


مناجات یک هموطن با خدا:
خدایا مارا به خاطر یک سیب از بهشت

انداختی رو زمین
به خاطر آب انگور

میندازیمون جهنم!!

با میوه ها مشکل داری؟؟


مردم دنيا زمان رو 3 حالت می بينن، اما ما ايرانيا 4 حالت..؛ زمان گذشته ، زمان حال ، زمان آينده ، زمـــان شـــاہ.....!!!!


دقت کردین:
اگه بچه ها لیوان بشکنن : ای دست و پا چلفتی ...

-اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود

-اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه...!!


الان دیگه زنها در همه ورزشها مثل فوتبال، همه علوم بويژه انرژي اتمي و حتي در كار و تجارت موفق هستند،...
خدا وکیلی اینطوری که دارن پیشرفت میکنن امید این میره يه روزي بياد كه " پارك دوبل" رو هم ياد بگيرن!!!



ادامه مطلب
[ شنبه دوازدهم مرداد 1392 ] [ 18:26 ] [ محمد ]
- تاریخچه مهریه و تحول آن !!!


عصر شكار: 20 كيلو گوشت دايناسور، 40 كيلو گوشت اژدها.

نتيجه: دايناسورها منقرض شدند

 

عصر كشاورزي: 24 دست تبر سنگي، 24 دست تيغه و داس جنگي.

نتيجه: افزايش قتل به دليل دم دست بودن داس برای خانوم ها


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سوم مرداد 1392 ] [ 10:28 ] [ محمد ]

- روش سادیسمی کردن مردها (خانم ها حتماً بخونن!!!)


. دائما به شوهرتان بگویید :

ولی خودمونیم ها ، تو بیریخت ترین خواستگارم بودی !

 

. غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید :
اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد می گیرن !


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سوم مرداد 1392 ] [ 10:25 ] [ محمد ]
به بقاله مي گم هزاري بهتر از اين نداري؟ ميگه پاره* س؟
میگم پـَـ نه پَــ، امـام توش خوب نيفتاده
.
.
.
خمیر ریش زده بودم تا ریشامو بزنم، اومده میگه : میخوای ریشاتو بزنی ؟؟؟
گفتم : پ ن پ الان یه خبر عجیب شنیدم ، کف کردم !!!

.
.
رفتم ساعت سازی به یارو میگم ساعتم کار نمیکنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟ پــــــ نه پـــــــــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد برگرده سر کار

ادامه مطلب
[ پنجشنبه سوم مرداد 1392 ] [ 10:16 ] [ محمد ]




یارو خودشو دار زده ، رفیقم میگه به خاطر مشکلات زندگی اینکارو کرده ؟

گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخواسته نیروی کشش طناب رو اندازه گیری کنه !

.

.

به داداشم میگم مگس نشسته رو مانیتور ، میگه بکشمش ؟

میگم پ نه پ بهش بگو بیاد عقب وگرنه چشماش ضعیف میشه !



ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیستم تیر 1392 ] [ 14:55 ] [ محمد ]

کی گفته خانوما پر توقعن؟ (طنز)





ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیستم تیر 1392 ] [ 14:22 ] [ محمد ]
امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تومان
یه ده هزار تومنی داد!
سه تا پنج هزار تومنی داد!
پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری!
یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!
طفلی خودشو کشت ۵۰ تومن منو جور کرد!


طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir


دقت کردین !؟
- وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه!


طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

مکالمه دو پسر:
پسر اول: چقدر خپل شدی مرتیکه … شبیه خرسای قطبی شدی الاغ…. کمتر بخور ، از صبح تا شب مثل گاو آت و آشغال میخوری معلومه انقدر دایره میشی دیگه …
پسر دوم : خفه شو عوضی. حرف تو زر مفت هم نیست
( محکم تر شدن دوستی بین دو پسر و تموم شدن مکالمه با خنده )

مکالمه دو دختر :
دختر اول: خوشگلم یه مقدار تپل شدی ولی بهت میاد عزیزم …
دختر دوم: تو هم دماغت بعد عمل یه ذره زیادی کوچیک شده ولی بازم خوشگلی نانازم
( از فردای روز مکالمه هیچ رابطه ای بین دو دختر مشاهده نشده)


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ششم تیر 1392 ] [ 16:1 ] [ محمد ]

خدایا فقط قیمت پسته رو برگردون قول میدم پسته های در بسته رو هم بخورم!

دقت کردین وقتی نزدیک پارکینگ خونه میشیم تازه آهنگِ مورد علاقمون شروع به خوندن میکنه؟

 

ﮔﻮﮔﻞ ﻋﺰﯾﺰ ﺑﺬﺍﺭ ﺣﺪﺍﻗﻞ ۲ ﺗﺎ ﺣﺮﻑ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﺘﻤﻮ ﺗﺎﻳﭗ ﮐﻨﻢ ﺑﻌﺪ
ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻥ ﺁﺑﺮﻭ ﺣﯿﺜﯿﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮ همه

 

مسابقه پیامکی ایرانسل (هر پیام ۷۵تومان) برنده: هر روز لپ تاپ
سوال:

۱: اب خوبه؟ بله
۲: درخت چه رنگ است؟ سبز
۳: اهن سفت تره یا پنبه؟ اهن
سوال آخر: شخصی که نظریه بوروکراسی پست مدرن را باب کرد که بود و اون روز تو خلوت
خودش به چی فکر میکرد!؟

رفتم شیرینی بخرم به شیرینی فروشه میگم این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟ یارو میگه شما شیرینی ناپلئونی می خرین لا هر کدوم ناپلئونه؟
تا حالا اینقد قانع نشده بودم تو زندگیم:

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 ] [ 17:37 ] [ محمد ]

عاقد: عروس خانم بنده وکیلــــــــــــم؟؟ عروس: پَ نه پَ تو این بی شوهری میرم گل میچینم

 

رفتم از عابربانک پول بگیرم میگه وجه نقد موجود نیست...

بعد مینویسه درخواست دیگری دارید... !؟

... آره یه آهنگ بندری بذار دور هم برقصیم!!

 

بعد مرگم روي سنگ قبرم با خطی خوانا بنويسيد، در آرزوي اينترنت پرسرعت مرد

آیا می دانید تاثیر جمله
«این مکان مجهز به دوربین مداربسته می باشد»
به مراتب بیشتر از
جمله «عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید» می باشد !
یکم خجالت بکشیم

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 ] [ 17:22 ] [ محمد ]

شیشه رفته تو دستم , دارم از درد جیغ و داد می کنم, به رفیقم میگم در بیار, میگه شیشه رو؟
میگم پَــــ نَ پَــــ , ادای من و در بیار شاد شیم

 

%%%%%%%%%%%%%%

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟ میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم. میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور بدیم اگه یوخت اتفاقی افتاد هول نشیم...

 

%%%%%%%%%%%%%%

رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین، میگه بال مرغ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم

 

%%%%%%%%%%%%%%

مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن....

+++++++++++++++++++++++

 

به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه میگه استارت میزنی روشن نمیشه؟میگم پَـــ نَ پَــــ وقتی ازش خواهش میکنم روشن نمیشه

 

+++++++++++++++++++++++

سر جلسه امتحان به دختره میگم سواله 8 چی میشه؟میگه تقلب میخوای؟میگم پـَـــــــ نَ پــَــــــــ میخوام ببینم سطح علمیت درچه حد با خانواده بیایم خواستگاریت



ادامه مطلب
[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 17:23 ] [ محمد ]
پ ن پ جدید سری 9 ! طنز

دارم تو باشگاه رو تردمیل عینه خر میدووم یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟میگم پــــ نه پــــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم...

یه دختر خوشگل و خوش اندام جلوی روزنامه فروشی دیدم ؛ رفتم و بهش شماره دادم پسر عمم میگه بهش شماره دادی ؟
پــَـ نه پــَـ روش كلیك كردم و ادد كردمش !
به یارو میگم حاجی, بزن تو دنده من هول میدم روشن شه.
 میگه بزنم 2 ؟ پ نه پ بزن 3 فوتبال داره!!


یارو زنگ زده خونه ما میگه اداره ثبت احوال؟ میگم نخیر. میگه ااااا اشتباه گرفتم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ شما درست گرفتی من اشتباه ورداشتم


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ] [ 18:47 ] [ محمد ]

  رفتیم صحرا نشستیم روی علف ها میگه اومدین تفریح؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ گاویم داریم میچریم!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ماشینه تا شیشه جمع شده... یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن... یارو داره رد میشه... میگه مرده؟ پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦

  روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟ پ نه پ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم!



ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ] [ 18:30 ] [ محمد ]

تو شرایط فعلی با تنها ارزی که میشه از ایران خارج شد

عرض معذرته!

——————————————————————–

به بقال سرکوچمون میگم احتمالا جنگ میشه.

میگه نگران هیچی نباش آمریکا و اسرائیل رو میزنیم! بعدشم عربستان و امارات رو!

احمق فک کرده پلی استیشنه ! دسته بازی اونام خرابه!

————————————————————————————-

همه چیز از آب و برق مجانی شروع شد.

ملتی که برای مفت خوری انقلاب کنند – به غلط کردم خواهند افتاد!

(دکتر شریعتی یواشکی توی دلش)


ادامه مطلب
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 ] [ 10:46 ] [ محمد ]

پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!

همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟ می گه می خوای غذا درست کنی؟
پـَـ نه پَــ، می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره!

نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس. راننده می گه: می خوای سوار شی؟
میگم پـَـ نه پَــ، اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم!


بهش می گم با من ازدواج می کنی؟ می گه داری بهم پیشنهاد می دی؟

پـَـ نه پَــ، می خوام غیر مستقیم حالیت کنم مامانت تصادف کرده بری بیمارستان!

تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده
میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!!

.

.

.

  ادامه مطلب



ادامه مطلب
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 ] [ 10:32 ] [ محمد ]
سری طنز باحال با موضوعات مختلف…

طرف آی دی شو گذاشته: “جوجه طلایی”

میگم چند سالته؟ میگه ۳۴
حالا خدایی خودتون بگید ا
این جوجه هست یا شترمرغ بالغ؟؟

دختره کتیبه گذاشته :

امروز یک شلوارک خریدم ،حالا اومدم خونه تنگه ه ه ه ه ه …

یک پسره : الهی قربون اون پاهات بشم من …

یک پسر دیگه : ناراحت نشو عروسکم من خودم ۳تا سایز بزرگشو میخرم …

یک پسر دیگه : چرا آخه ملوسکم؟ نکنه کمی چاق شدی؟

یک پسر دیگه : ای جانم اووف نشدی خودت؟

ینی تنها چیزی که منو آروم میکنه، اینه که هنوز گزینه حمله نظامی رو میز اوباماست …
والاااااااااااااا


دختره عکس گذاشته فیس بوک ، پسره نوشته زیرش :
” عجیجکم خلی خوجله قلبونت بلم … “
پس این اسرائیل کی میخواد حمله کنه بُکُشه ما رو راحت شیم


تو کز محنت دیگران بی‌غمی…

قطعاً تو ایران یه مسئولی ، مدیری ، چیزی هستی !


ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوم اسفند 1391 ] [ 16:56 ] [ محمد ]

فرهنگ لغات ( طنز )

موش : خانم هایی كه نصفه شب به جیب شوهر هایشان شبیخون می زنند


سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتیكی نمی شود


بیست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر


بوسه : تصادفی كه فقط یك سیلی به آدم ضرر می زند


احمق: كسی كه دختر همسایه را در تاریكی نبوسد


آدامس : تنها چیزی كه توی دهان خانم ها بند می شود


ادامه مطلب
[ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 21:28 ] [ محمد ]
حتما بخوانيد

بهانه ی دخترا: 1 - فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) 2 - من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) 3 - من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) 4 - تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو دوست شدم) 5 - من تو دوستیمون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) 6 - دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر )


یادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی :  1ـ اتوبوس ۲ ـ مترو  ۳ ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد

دغدغه های یه پسر جوان - کار ندارم - پول ندارم - سربازی نرفتم - ماشین و خونه ندارم - و ... دغدغه های یه دختر جوان - لاک ناخنم پاک شده - مهری سرویس طلا خریده - دختر خاله ام ماشین داره - مامان غذای خوب نمی پزه - عروسکم رو هنوز نخوابوندم - و ... عجب دنیای باحالی........................


ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم مرداد 1390 ] [ 14:55 ] [ محمد ]

 آخرین متدهای روز جهان در زمینه ی نحوه ی محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد (برگه ی امتحان)

صم بکم عمى فهم لایعقلون

 درس معارف بود. میدانستم موضوع درس چیست و مباحثش در چه زمینه ای است -با عرض خسته نباشید به خودم- اما جزئیات مطالب و محتوای درس را نمیدانستم. سوالات توزیع شد و باز هم دیدم سوالات کمی برایم ناآشناست. از مغرب و مشرق و زمین و زمان نوشتم. هر آنچه از کتاب دینی کلاس اول ابتدایی، آقای واسعی گفته بود که مثلا چگونه مواد غذایی در بدن مادر تبدیل به شیر میشود تا برهان نظم و علیت که در دبیرستان خوانده بودم. اما نقطه ی طلایی برگه این جمله بود:

 «جناب استاد برای من کاری نداشت که عین محتوای کتاب را برایتان کپی کنم اما شما با روش زیبای تدریس خود به ما یاد دادید که چگونه تنها به منابع اکتفا نکنیم. گفتید در دین عقل هم سهیم است و نباید «صم بکم عمى فهم لایعقلون» بود. پس من ترجیح دادم مفهوم را بفهمم ولی کپی نکنم بلکه از دانسته های خود بنویسم.»

 

بیست گرفتم! خدایا مرا ببخش.................................


ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم مرداد 1390 ] [ 14:50 ] [ محمد ]

نامه ی مادر غضنفر به غضنفر


گضنفر جان سلام ! ما اينجا حالمام خوب است .


اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد . اين نامه را من ميگويم و


جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين


گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند ،


‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند .



وقتي تو رفتي.................................


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ] [ 19:44 ] [ محمد ]

معمایی خنده دار برای سنجش هوشتان

فرض کن که تو آفریقا هستی و تورو با یه طناب به درخت وصل کردند و مثل لنگر کشتی تو هوا معلق هستی یه شمع هم به آرومی داره طناب رو می سوزونه و یه شیر هم اون زیر واستاده تا تو بیفتی و شیره ناهارشو بخوره و تا زمانی که طناب سالم باشه تو هم زنده هستی ، کسی هم نیست که بهت کمک کنه تنها راه اینه که شیر رو متقاعد کنی که شمع رو خاموش کنه چه جوری تو این کار رو انجام می دی…؟!

اول خوب فکر کنید اگر به جوابی نرسیدید بعد برای گرفتن جواب به ادامه مطلب بروید... 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ] [ 13:42 ] [ محمد ]

خاطرات جالب یک دکتر عمومی از بیماران خود در درمانگاه

پزشکان معمولا خاطرات جالبی از کار و بیمارانشان دارند. علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است که بیماران با پزشک یا بیماریشان می‌کنند یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات در فضایی که سایه مرگ و بیماری در آن وجود دارد خود به خود تبدیل به طنز می‌شود.

به دختری که با استفراغ اومده بود گفتم:

اسهال هم دارین؟ گفت: حالتشو دارم اما نمیاد!!

.

.

.

یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود.

به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ گفت: دلهره دارم.

مادرش زد زیر خنده و بعد گفت: مامان! دل پیچه ، نه دلهره!

پرسیدم: چیز ناجوری نخوردین؟ مادرش گفت: چرا «چیسپ» خورده

و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه: مامان چیپس نه چیسپ!

.

.

.

روز شنبه این هفته یه زن و شوهر بچه شونو آورده بودند.

گفتم: چند روزه که مریضه؟ پدره گفت: دو روزه

مادرش گفت: نه سه روزه پدره با عصبانیت به مادرش گفت:

آخه جمعه که تعطیله!!


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ] [ 13:25 ] [ محمد ]

نظر کودکان درمورد عشق و ازدواج

شنیدن تعاریف عشق و ازدواج و پاسخ سوالاتی که درباره عشق از کودکان پرسیده شده می تواند به شناخت بیشتر روحیه کودکان کمک کند. در اینجا پاسخ های متعدد کودکان را در مورد عشق و ازدواج (در 2 گروه سنی) خواهیم خواند.

چرا دو نفر عاشق هم می‌شوند؟
"می‌گویند یکی به قلب آدم تیر می‌زند و این حرف‌ها، ولی مثل اینکه بقیه‌اش این قدر درد ندارد." هارلن، 8 ساله

بهتر است آدم ازدواج کند یا مجرد بماند؟
"دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها باید ازدواج کنند چون یک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بیفتد و تمیز کند!" لینت، 9 ساله
"بابا این چیزها سردرد می‌آورد. من فقط یک بچه‌ام. من همچین بدبختی‌هایی نمی‌خواهم." کنی، 7 ساله........


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390 ] [ 12:41 ] [ محمد ]

ملانصرالدین و گردوی مجانی

گرمای تابستان سروصدای بچه هایی که تو کوچه بودند و دنبال هم می دویدند و بازی می کردند، خیلی زیاد شده بود.
ملانصرالدین یک طرف صورتش را به بالش چسبانید. کف دستش را روی گوشش گذاشت تا شاید بتواند از آن همه هیاهو و داد و فریاد بچه ها در امان باشد و خوابش ببرد. اما بی فایده بود. در آن وقت روز و داغی هوا خیلی کلافه شده بود. برای خودش نقشه ای کشید و از جا بلند شد.
در خانه که باز شد، بچه ها لحظه ای دست از بازی کشیدند. ملا با دست به آنها اشاره می کرد که پیش او بیایند. وقتی همگی دور ملا حلقه زدند، خبر مهمی را از او شنیدند:
- آهای بچه ها ! خبر دارید که سر خیابان گردوی مجانی تقسیم می کنند؟
بچه ها با حیرت گفتند:


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390 ] [ 12:32 ] [ محمد ]

  داستانک طنز انگلیسی

 A farm boy accidentally overturned his wagonload of corn in the road. The farmer who lived nearby came to see what had happened. " hey boy " , he called out, " forget your trouble for a moment and come on in and have dinner with us. Then i will help you get the wagon up."

" that is very nice of you", the boy answered , "But i don't think Pa would like me to do it."
"Oh, come on, son," the farmer insisted. "Well, okey," the boy finally agreed. "But pa won't like it." After a hearty dinner , the boy thanked his host. " I feel a lot better now , but i know pa is going to be upset."

" I don't think so," said the neighbour . " By the way, Where is your pa?"
" He is under the wagon."

                                                                                                          ترجمه ی این داستان:


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 ] [ 16:39 ] [ محمد ]

خر عاشق

خری آمد بسوی مادر خویش                     که ای مادر چرا رنجم دهی بیش 

 

برو امشب برایم خواستگاری                     اگر تو کره ات را دوست داری 

 

خر ما در بگفتا کره خر جان                       تو را من دوست دارم بهتر ازجان 

 

میان این همه خر های خوشگل                یکی را  رد بزن این نیست مشکل 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 ] [ 16:8 ] [ محمد ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
  • صرافی کات
  • عجله